عزت الله مولايى نيا همدانى
145
نسخ در قرآن ( فارسى )
كتابهاى معتبرشان بدون كينهورزى ، به دقت مورد توجه و تأمل قرار مىدادند ، از اين گونه داوريهاى ستمگرانه ، خوددارى مىنمودند . هم اينك در اين نوشتار به دليل اهميت موضوع ، واژه « بداء » را از ديدگاه لغت و اصطلاح مورد ارزيابى قرار داده و آنگاه با بهرهگيرى از مآخذ اين مفهوم در قرآن ، آن را در پرتو انديشهء مفسران و قرآن پژوهان مورد مطالعه قرار مىدهيم . و در فرجام كار ، وجه اختلاف و اشتراك اين دو پديدهء دينى « نسخ » و « بداء » را نشان داده و برخى از آثار و فوايد عقيده به اين پديدهء « بداء » را پايانبخش بحثمان قرار مىدهيم . معناى لغوى و اصطلاحى « بداء » الف - « بداء » به معناى ظهور امرى بعد از خفاى آن است « 1 » . ب - پيدايش رأى جديدى كه قبلا وجود نداشته است . يعنى ؛ مسأله كاملا براى شخص ناپيدا بود و نسبت به سرانجام كار ، جاهل و از فرجام آن ناآگاه بود و پس از تفكر و دقت ، به يك نظريهء تازهاى دست يافت . « 2 » و « فيروز آبادى » صاحب « قاموس اللغه » در اين باره مىنويسد : « بدا له الأمر بدوا و بداء ، اى : نشأ له فيه رأى ؛ يعنى ، براى وى در فلان مسأله ، نظريهء تازهاى پيدا شد » « 3 » . همانطورى كه ملاحظه مىشود ، اين دو
--> هيچ باكى نداشته باشند . ( 1 ) « ابن منظور مصرى » لغتشناس معروف عرب ، كلمه « بداء » را به معناى « ظهور » دانسته و سپس مىگويد : ريشهء فعلى « بداء » به معناى « ظهر » است ، چون : « بدا لى من أمرك بداء اى : ظهر لى . و « بدا لنا سور المدينة ؛ يعنى ديوارهاى شهر براى ما معلوم گشت پس از آنكه از نظرمان پوشيده بود » . و آيهء وَ بَدا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ ( زمر / 47 ) ؛ براى آنها [ از جانب خدا ] چيزى آشكار شد كه گمان آن را نمىكردند » . و حديث نبوى : « من يبدلنا صفحته ، نقم عليه كتاب اللّه ؛ هر كس كارهاى پنهان ( معاصىاى كه برايش حد معين شده است ) خويش را بيان كند و در پيش ما اقرار نمايد ما بر اساس كتاب خدا بر او حدّ مىزنيم » . ابن أثير ، پيشين ، ( نهاية ) ، ج 1 ، ص 109 - نيز بر همين معنا حمل شده است . ( 2 ) و آيهء - ثُمَّ بَدا لَهُمْ مِنْ بَعْدِ ما رَأَوُا الْآياتِ . . . ، ( يوسف ، 35 ) را نيز بر همان معناى دوم ( نظريه تازه يافتن ) تفسير كردهاند كه حكومت مصر سرانجام تصميم گرفت - جهت خوابانيدن سر و صداها - يوسف را براى مدتى به زندان مصلحتى بيفكند . ( 3 ) محمد بن يعقوب ، فيروز آبادى ، ( ت 817 ه . ق ) ، پيشين ، ج 1 ، ص 8 . مادّهء « بداء » . و باز